1.نقد کتاب "کفشهای سفید می پوشم" شیما شاهسواران احمدی - توسط حسین فریدزاده نقد: حسین فریدزاده شاعر: شیما شاهسواران احمدی کتاب: کفشهای سفید می پوشم 1.نام کتاب نام کتاب " کفشهای سفید می پوشم " برگرفته از اولین غزل کتاب است. این ظاهرا دوّمین مجموعه شعر جدید "شیما شاهسواران احمدی" است. مجموعه" کفشهای سفید می پوشم " شامل 36 قطعه شعر در 2 بخش است: بخش اول دارای 29 غزل و بخش دوم شامل 7 رباعی راجع به جنگ است (که ظاهرا قراربوده ده رباعی باشد) تعداد 21 غزل از این کتاب را غزل هایی با اوزان دوری تشکیل میدهند. معمولا اوزان دوری زمانی انتخاب می شوند که شاعر فکر کند حرف زیادی برای گفتن دارند. امّا اگر نتواند آن را بخوبی پرکند غزل ازدست می رود. چیزی که دراین کتاب چندین باراتفاق افتاده است. 2. ممدوح ها ممدوح شیما شاهسواران در این کتاب اکثراً عبارتست از: زن 3.دغدغه ها دغدغه اصلی " شیما شاهسواران " در این کتاب تنها مظلومیت زن است و جنگ 4.عشق اشعار کتاب کمتر رنگ وبوی عاشقانه دارند و عاشقانه ها محدود می شوند به اشعار ص 26 و28 و 48 و 66 5.عرفان اشعار کتاب " شیما شاهسواران " کمتر عرفانی هستند امارنگ و بوی ضعیفی از فلسفه شاید داشته باشند. 6.جهان بینی از مجموع اشعار کتاب مشکل بتوان به اعتقادات شاعر رسید. امّا نگاه او به زندگی نگاهی شیرین نیست. درشعر " شیما شاهسواران احمدی " از شاخصه های های مکاتبی چون فمینیسم، اومانیسم، آنارشیسم، ناسیونالسم و اعتقاداتی همچون سرنوشت بد، رد پاهایی وجود دارد. که این آخری برای او بنوعی رب النوعی بی ملاحظه و بی عنایت است. به تعبیری می توان گفت جهان بینی او خلاصه شده در سرخوردگی ها. تکیه گاه اعتقادی او در این مجموعه چندان واضح نیست. لایه های زیرین اندیشه-گی در این دفتر نمود خاصی ندارد. 7.اشارات خاص آنچه که دراین کتاب مشهود است دایره خاصّ مطالعات سطحی شاعر درحوزه تاریخ است و نیز به تبع تحصیلاتش آشنایی نسبتاً خوب با زبان انگلیسی. شاعر بیشتر مضامین اشعارش را با اشاراتی خاص و محدود انتخاب می کند. 8. نگاه شاعر غزلهای شیما شاهسواران احمدی دراین دفتر بیشتر حدیث نفس هستند. هرچند رنگ و بوی اجتماعی هم ازنوع بیشتر جنسیتی درآنها هست، امّا اشعاراین دفتر کمتر اجتماعی هستند. شعر او گاه فمینیستی گاه اومانیستی و گاه ناسیونایستی گاه آنارشی و گاه صرفاً شخصی است. اما رباعیات او حکایت دیگری دارند. عمدتاً اومانیستی و ضدجنگ هستند واز ساختارشعری منسجم تری برخوردارند. 9.ساختار شعری الف: شعر سنتی و طبیعتاً غزل، ویژگی‌هایی دارد که اقبال به وزن (موسیقی بیرونی) و به قافیه (موسیقی کناری) درآن از ضروریات اولیّه است. قالب شعر بر مبنای وحدت معنایی، بامحدودیتی تعریف شده در شمارگان بیتهای آن، تعیین می‌شود. دراین دفتر طبعاً همه اشعارهم دارای موسیقی بیرونی و هم موسیقی کناری هستند. برخی ازاشعار هم دارای موسیقی درونی هستند و تعدادی از آنها هم موسیقی معنوی دارند. نخستین تکیلفی ست که شاعراز عهده خود برمی دارد آنست که از اوزان محدودی استفاده می کند که عمدتاً دوری هستند و نیز با سرودن غزلهای 4 تا 5 بیتی (یک مورد هم 6 بیتی) از قوافی کم شماری استفاده می کند. که این دوّمین تکلفی ست که شاعر از آن می گریزد تا کمتر اسیر موسیقی کناری باشد. در باب موسیقی درونی نیز شاعر تا حدّی به چینش حروف واک ها، واژه ها و مصوّتها التفات دارد. در این زمینه نمونه های خوبی هم در مجموعه حاضر وجود دارند. شاعر تلاشهایی برای خلق قوافی میانی دارد که بعضاً هم درخور است. استفاده شاعر از عناصر موسیقی معنوی مثل ایهام و مراعات النظیر (مطابقه) تلمیح و تضاد کم شمار است. حال آنکه این ها می توانند در ایجاد پرسپکتیو کناری و ایجاد پاساژهای اندیشگی نقش موثرداشته باشد.این مطالب هرچند کمتر ولی در رباعیات او هم وجود دارند. ب: ساختمان عمودی- یکی دیگر از چالش های فراروی شاعر اینست که او در این دفتر عمدتاً شاعری روایت گر نیست. از آنجا که شعر غیر روایتی ساختمان عمودی نردبانی لازم ندارد شاعر این تکلیف را هم چندان بر عهده خود نمی گذارد که در ساختمان عمودی دقّت بیشتری لحاظ کند. شاید بخاطر عدم التفات به این مهم است که غزلیات او مواج است و جلوه هایی از چهارپاره و دوبیتی در آنها وجود دارد. ج: ربط افقی- ربط افقی مصراع های هربیت با هم درمواردی مبهم یا حتی اشتباه است. این اتّفاق بعضاً در داخل یک مصراع هم افتاده است. د: حجم ظاهری شعر- شاعر تنها یک غزل 6 بیتی (ص56) دارد و بقیه اشعار 5 و عمدتاً 4 بیتی هستند. او بیشتر از اشعار کوتاه استفاده کرده است و این بندی ست که شاعراز پای خود بر می دارد. هرچند استفاده از ابیات کمتر در غزل بخودی خود نه حسن است و نه عیب امّا عدم انسجام طولی و عرضی در اکثر غزلها از سویی و توفیق نسبی او در رباعیات از سوی دیگر مخاطب را به این پندار می رساند که او در رباعی دوبیتی و چهارپاره بیشتر می تواند موفق باشد تا در غزل. آنچه که ممکن است این باور را پر رنگ ترکند یکی هم آنست که بیت اول یا مجموع دوبیت اول هر غزل قوی تر از ادامه آنست. و استفاده از اوزان دوری، شعر را در محدوده آغازین به این قوالب شبیه تر و نزدیک تر می کند. و: ثبات در فرم ارائه- اشعار کتاب همه فرم ثابت غزل و رباعی را دارند. برخی اشعار ابتدا با یک ضربه شکل می گیرد و در ادامه در حد توصیف می ماند و یا با یک ضربه در ابتدا شروع و به توجیهی ملال آور در ادامه می انجامد. برخی اشعار هم چنین نیستند که کم شمارند. 10. مروری بر برخی اشعار یک مرور اجمالی براشعاراین کتاب نکات جالبی را مشخص می کند: ص10- در مصراع2 دو اضافه هست. حرف ی واژه کتی، حرف ب واژه دلبخواه/مصراع 6 زره راه راه چگونه زرهی ست؟ /مصراع9 نبینمتان مقصود چه کسانی ست؟ نبینمشان بهترست ( عطف به پنجره و آسمان) /درمصراعهای 8 و10 یکبار شعر پیرهن است یکبار ماه. یکبارکنعانی یکبار پر از لکه/ در مصراع 10 اگرکه به چه تبدیل شود معنی شکل می گیرد. ص12-مصراع4 نمونه خوب استفاده ازموسیقی درونی از تکرار حروف دال و خ/مصراع6 هیتلرجنگ به میدان آورد فصیح نیست/مصراع7 تعبیر قلعه کاغذیت را ترکن رسا نیست ودرون این بیت غریبه است. ص14-بیت اول به تنهایی یک4پاره است/دوبیت اول و دوم میتوانند یک دوبیتی باشند/دوبیت 3و4 هم می توانند یک دوبیتی مستقل دیگرباشند/درمصراع 6 اشکال در نحو با اضافه کردن تو بعد دکمه دکمه رفع اما وزن مختل می شود/بیت آخرتشخیص مناسبی در تذکره هست/رد مطلع در پایان غزل مناسب است و قصه را دوری می کند. ص16 استفاده هوشمندانه ازکلمه حلقه در چهارهویت درمصراعهای1و3و4و 9 / رام کردند در مصراع6 حشو است/ در مصراع10 تیغه دار بجای تیغه گیوتین آمده، می توانست این باشد: دارهم یک دلیل متقن بود تا نگویم چه با وطن کردند. ص18--بیت اول به تنهایی یک 4 پاره است/دوبیت اول و دوم میتوانند یک دوبیتی باشند/درمصراع3حرف را بعد معدن سنگ عشق به چه قرینه یی حذف شده ؟/ بیت 4 عالی ست ص20-درمصراع 1 و3 توصیه میشود با توجه به تم شرقی شروع شعر بجای پیانو از سه تار و درمصراع 4 بجای کلیدهای ، تو تار و پود بکار رود. ص22-کلمه کبوتر درمصراعهای1و2و7 تکرار شده. نقش این واژه در مصراع 2و7 ارجاعی ست درون متنی تنها درحد معرفه کردن و نشانی دادن/درمصراع اول بین کلمات رختهای بند کلمه روی به کدام قرینه حذف شده؟ / در مصراع4ربط نپریدن با چشمهای خسته ترچیست؟/ بیت 3 ضمن کم لطفی به قالب غزل ربط دو مصراع گنگ است. ص24- دوبیت 1و2 و دوبیت 3و4هرکدام به تنهایی دوبیتی مستقل هستند/ مصراع 3 درج خوبی ست / بیت3سمفونی ازدورنگ و یک کنتراست تشکیل نمی شود/کاش طرف دیگر حداقل به سه رنگ سبز و... و... منسوب می شد/ زمان فعل مصراع آخر مناسب به نظر نمیرسد. ص26- دوبیت 1و2 و دوبیت 3و4هرکدام به تنهایی دوبیتی مستقل هستند/در مصراع های 3و6 دو نوع پنجره با دوکارکرد و دستورالعمل مختلف وحود دارد که تبحر شاعر را در استفاده خوب از تکرار یک کلمه نشان می دهد/ درمصراع4 نوعی تداعی معانی و شاید ارجاع برون متنی با چاشنی مخالفت با شعر شاملو که:عشق آبی نیست/ در مصراع 8کلمه کبوتر ارجاع درون متننی مختصری به سیم های چراغ برق در مصراع3 دارد. ص28- در مصراع 3 ضمن اشاره به شعر منزوی نوعی تضاد را خوب بکار گرفته است/در مصراع6 سرنگونی از پرچم است نه از سرزمین ، بیت4 هم بیت خوبی ست. ص30- اشکال چاپی تماش کن بجای تماشاکن / دوبیت 1و2و دوبیت 3و4 هرکدام به تنهایی دوبیتی مستقل هستند/ در مصراع3و7چایی بجای چای/درمصراع 9 تر حشو است. چای تازه یی دم کن شاید بهتر باشد. ص32- موسیقی درونی خوب در مصراع اول یا حروف و و م / بیت 2 بیت خوبی ست/ استفاده از واژه های بسیار دور ازهم چون کلید و کدامین دربیت4 /درمصراع6 بعد از امیدم کلمه به حذف شده است. یا می تواند کلماتی مانند توقعم ، انتظارم جایگزین شود/مصراع 8 چشم محصول کینه قجریست نه تاوان آن. ص34- غزل با طرح روی جلد هارمونی دارد/ در مصراع2ومصراع3 رجز شاعرانه خوبی هست/ در بیت 2 دو کلمه قونیه و چمدان خیلی از هم فاصله دارند/درمصراع7 تعبیر پیرهنم را به زمین دوختند اشاره یی خاص است که برای شاعر معرفه و برای مخاطب گنگ است/در مصراع 8 معنا بالکل شکل نمی گیرد فقط یک بازی زبانی. ص36- ربط افقی بین مصراع ها در بیت1 وجودندارد/ مصراع2 ضعف تالیف دارد(کلمه به یا بر بین سپس و زمین و کلمه شو بین پرت و با باید می بود)/ تعویض ناگهانی مخاطب در بیت2/ ایجاد موسیقی درونی خوب با تکرار کلمات بهار و جنگ / در مصراع5 قافیه درونی بخند و نبند/ بیت4 هم از تک بیت های خوب است. ص38- در مصراع 2 ردپای برهنه مجنون درست تر نیست؟ /استفاده از دوره ی وسطا بجای قرون وسطی . ص40- درمصراع اول 68 ثانیه فقط برای شاعر معرفه ست / ربط ضعیف افقی در مصراعهای 3و4/بیت 4 خوب ص42- کل شعر یک حس تعریف شده است ص44- این شعر رگه های خوبی دارد / بیت 3 هم بیت بسیار خوبیست ص 46-ساختمان عمودی مناسب/ مصراع5 یک درج از نجمه زارع/ ربط افقی بین مصراعهای 7و8 ضعیف است که ناشی از آوردن ترکیب الهه ی اسطوره یونانی در مطابقه با بنان است و شاید چون قاقیه ایرانی درمصراع 6 خرج شده. ص48- ردیف نسبتا بلند/درمصراع 3 می تواند بجای کلمه تا کلمه من باشد یا بجای می سازم بسازم/ بیت 5 بیت خوبی ست. ارجاع برون متنی خوبی هم راجع به فروغ و گلستان دارد. البته نمی پسندم! ص50- یک عاشقانه با دیدگاهی متفاوت/ ترکیب زبان مرموز کائناتی در ابتدای مصراع 8 احتمالاً چکیده نظر شاعر راجع به مردان است. ص52- موسیقی درونی خوب با 4 بارتکرار کلمه خسته و دوبار واک ام (اولی فعل اول شخص مفرد به معنی هستم و دومی ضمیر ملکی اول شخص مفرد به معنی مال من) / درمصراع 3 تعرض یا ارجاعی مخالف به شعر آی عشق شاملو /مصراع 8 تلمیحی از منزوی. ص54- بیت اول ازنونه های کمیاب ربط افقی خوب مصراعها در این مجموعه/ بیت 3 ربط افقی ندارد / بیت 4 تک بیتی کامل است. ص56-این تنها شعر6 بیتی مجموعه است/ بیت3 بیت خوبی ست با فضایی ایرانی/ دو کلمه کبوتر درمصراعهای6 و9 هست که هردو حدوداً در یک معنا هستند. پسندیده نیست/درمصراع 11 شاعر ازپس دوفعل با زمانهای متفاوت برنیامده. ص58- بیتهای 1و2 می توانند یک دوبیتی مستقل باشندهمینطور ابیات3و4/ اگربیت 4 را مستقل از کل غزل بگیریم ایهام زیبایی درکلمات بر دار و بردار انتهای مصراع 7 و ابتدای مصراع8 هست.هرچند در رابطه با کل غزل هم تاکیدی زیباست/مصراع 10 مطابقه خط با شیر باید باشد. میتواند اینطور باشد: این روی را دیدی روی دیگرم را نه. ص60- در مصراع دوم درست ترست بجای تنه ام کلمات تن من گذاشته شود/ دندان در مصراعهای 2و5آمده که با چینش درست کلمات و معنا مشکلی ندارد/در مصراع 7 نحو پیچیده است می تواند این باشد: آسمان در قفس نمی گنجد باغ گلدان نهایت من نیست/ در مصراع 10 نمی فهمد بجای چه می فهمد بهتر می نشیند چون قطعیت دارد. ص62- ربط افقی در بیت 2 ضعیف و مبهم است/ در بیت3حکایت پازلی تکه تکه هست که نیمه دیگرش را گم کرده پس پازل نیست چون دوتکه است/ بیت 5 زیباست. ص64-در بیت 2 چینش دو آسمان در ابتدای مصراع ها اگرچه در یک معنا موسیقی درونی خوبی درست کرده. ص66- در بیت 1 با کلمات کفشها قدم و قدمگاه و تکرار کلمه هر در مصراع 1 موسیقی درونی خوبی ایجاد شده/ بیت 4 هم ازتکرار کفش حدوداً چنین موقعیتی دارد/4 جفت کفش در بیت آخر و دو جفت کفش در بیت اوّل غزل را کفش فروشی کرده امّا کفش ها خوب چیده شده. ص70- عادت پلنگ به شلّاق فقط درسیرک اتفلق می افتد. پلنگ این رباعی آن نیست بجای پلنگ که اسب مناسب تر است/ دستان پدر به کتک عادت دارد؟ یا بیچاره پدر... ص72- ربط بین دو بیت این رباعی کمی ضعیف است/ در مصراع 3 کلمه شکسته حشوی ملیح است. ص74- تعبیر خروس جنگی در مصراع اول خوب تعبیر دختر صاحب تفنگی بعیدست/ پنجره های هیز ترکیب جدید و فوق العاده و زنانه یی ست. ص76- مصراع 2 به مصراع 1 و کل رباعی ربط کاملی پیدا نمی کند ص78- درمصراع3 بجای پا قبل از داشت کلمه جا مناسب ترست یا مثلا: یک مرد که از دوپا فقط یک پا داشت. ص80 - یک رباعی سالم است هرچند در مصراع 4 مشخص نیست واقعا هرغروب چکار دارد؟ ص82- در مصراع 1 پا روی مین نه که در میدان مین جا می ماند. 11. استفاده از میراث ادبی قدرت " شیما شاهسواران احمدی " در ایجاد فضاها نسبتا خوب ست. تمایل او به استفاده از صناعات و آرایه های ادبی و نیز موسیقی درونی به چشم میخورد. در حقیقت شیما احمدی شاهسواران ازکشف بعنوان پایه اصلی درون قالبها زیاد استفاده نمی کند. که این در بیشترکارهای او در این دفتر که عمدتاً هم حدیث نفس هستند بیشتر بچشم می خورد. این عیب است. هرچند کشف کفایت از شعر نمی کند. 12. زبان شاعر مطلب دیگر زبان شاعر است که در حال شدن است. آمیزه یی از واژه هایی همگون و ناهمگون است. و کمتر شعری در این کتاب از ناهمگونی کلمات در امان مانده است. هرچند آوردن کلمات غریب و نامتجانس و آوردن واژگان متنافر ( امروزی و دیرین) در کنار هم تا حدی لازمه شعر امروز است. امّا بایستی این کلمات با مهارت و تسلط شاعر خوش بنشیند. چنانچه شاعر بتواند با ایجلد روایط منطقی بین معانی و شکل کلمات این درهم ریختگی را به درهم آمیختگی زبانی تبدیل کند قوت، و در غیر اینصورت ضعف او خواهد بود. شاعر هرگاه که زبان یکدستی را اختیار کرده است در آن شعر موفق تر بوده است. مطلب دیگر بسامد لغات است. کلماتی چون کبوتر زن(مادر خواهر ) پرنده چای دکمه پیرهن جنگ چشم در کل مجموعه زیاد حضور دارند. که از این میان دو کلمه پیرهن (بخاطرتاویل پذیری خاص) و جنگ(بخاطر وسعت تاریخی جغرافیایی) و زن(بخاطر وجه جنسیتی و نوعی) بیشترین نقش را دارند. اما نکته جالبتر اینکه تکرار برخی کلمات در درون یک شعر هم چشمگیرست. کلماتی مثل کبوتر پیرهن و... طبیعی ست اگر واژه یی در یک شعر تکرار شود با هر بارحضور باید بجز کارکرد تاکیدی معنایی دیگر یا پررنگ تر یا در غیرمعنای اصلی القا کند. این وظیفه یی ست که شاعر نباید هیچگاه از آن غفلت کند. شاعر در این زمینه توانایی هایی دارد. ناگفته نماند که در این دفتر شاعر در مورد نحو و نیز نحوه بکار گیری و استفاده بهینه از واژه ها و معنای واژه ها اهمال هایی هم دارد. 13. تکنیک " شیما شاهسواران " به وزن مسلط است. قافیه را هم می شناسد. در کارهایش از آرایه ها هم (هر چند نه همه و همیشه و به قدرکافی یا کاملاً موثر) بهره گرفته است. ارجاع درون متنی و ارجاع برون متنی در این کتاب اندک و کم اثر هستند. نقش ارجاع را در شعر نمی توان فرعی دانست. ارجاعات برون متنی قدرت شاعر را در دانسته های بیرون از حوزه شعر و قدرت آوردن آن دانسته ها در شعر می رساند. و ارجاعات درون متنی هم هرچند باز مخاطب را همراهی می کند ولی عمدتاً حوزه و محدوده اش به حوزه فن شعر منتهی می شود. شایسته است شاعر در کارهایش ارجاع و اشاره را بیشتر برعهده شعرهایش بگذارد. چراکه علیرغم نمونه های خوب، در بعضی از جاها هم اشارات ناقص یا متفارق یا بعیدی دارد. 14 .ساختار شکنی یا عدم پای بندی به ساختار "شیما شاهسواران " ساختار شکن نیست. البته او دریکی ازغزلها ص 48 در 2 هجای پایانی دخل و تصرفی کرده است: آیینه باشی شمعدان میسازم از خودم بیدل شوی هندوستان میسازم از خودم 15 .وسوسه قیدزدایی به لحاظ آسیب شناسی قوالب شعری، غزل وابسته به قافیه است. این وابستگی نه تنها از زاویه نقش ارجاعی غزل به محتوای بیت که از جهت معنابخشی و اضافه کردن به بار اندیشگی شاعر است. از این رو قالب نمی تواند شاعر را به وسوسه توضیح واضحات و ترصیع و تزیین بیت و مصرع یا ابیات و مصرع های قبلی بیاندازد. چراکه درغزل ایجاز باید اعجاز کند. بنابراین وسوسه قیدزدایی می تواند در فرم باشد که تنها تاحد ساختن اوزانی دیگر، به زبانی دیگر و با ساختاری دیگر می تواند پیش برود.کما این که شاخه هایی از غزل دارد کم کم به این سو می رود. امّا در شعر شیما احمدی هرچند خشن هرچند با برداری دیگرگونه و هرچند شامل زیر لایه یی از جنسیت هنوز تغزل هرچند به سختی اما به هر جهت نفس می کشد. بعبارتی شاعر کمتر وسوسه قیدزدایی دارد. 16 .کشفها و تصاویر شیما شاهسواران تصاویرخوبی در کارهایش دارد. امّا می توان گفت که کشف برایش زیاد اصلی نیست. 17 .جایگاه شعر شاعر در شعر معاصر اشعار شیما شاهسواران احمدی رنگ و بوی خاص خودش را دارد. ظاهر زیبا دارد. لذّت بخش است اما بعضاً فاقد پختگی و منطق شعری و غیرآن است. تعابیر ترکیبات و تصاویری مناسب، از " شیما شاهسواران احمدی " در این دفتر وجود دارند که علیرغم عدم رعایت کامل مولفه های غزل دربرخی از اشعار و با وجود بوی تجربی گرایی دراشعارش و نیز رویکرد تغزلی ضعیف ونسبتا خشن مخاطب را وا می دارد تا در شعر او تأمل کند. پروین اعتصامی شعر اخلاقی و شعر اجتماعی می سرود. جنسیتش هم در کارهایش نمود نداشت. فروغ فرخزاد ابتدا شعرهایش چندان اخلاقی نبود و جنسیتش هم در اشعارش بارز بود ولی بعداً و در فاز شعرهای اجتماعی جنسیت و اخلاق فرعی شدند. شیما شاهسوارن احمدی جنسیتش در کارهایش اصلی ست غیراخلاقی شعر نمی گوید. پایان