گنجشک ها
گنجشک ها از صدای بلند می میرند
از سال ها پیش تا به امروز ، زنان حضور خود را از خانه ها ، با تمام مشکلات اجتماعی،مذهبی و بافت خاص زندگیهایشان به بیرون کشاندند . از مهستی گنجوی شاعر سدهی قرن پنج و شش ، در دوره غزنویان گرفته تا شاعران معاصر که همواره سختیهای خاص خود را داشتند و دارند . در آن دوران و چه بسا امروز ما ، جهان وقتی زن را محروم می کرد در واقع نیمی از وجودش را محروم کرده بود .
از سوی دیگر نظریه ی خنثی بیان می کند که در نقد یک اثر هنری ، جنسیت باید کنار گذاشته شود . نقد ادبی ارتباطی با جنسیت ندارد، اما می تواند یکی از زاویه های ورود باشد یا به بیان دیگر می تواند دربرگیرندهی ضمیر زن باشد . نقد نگاه زنانه ناخودآگاه ، واکنش های سیاسی و اجتماعی را با خود به همراه دارد. سطحی ترین برداشت هم می تواند نگاه به جنبههای اروتیک بودن و اشاره های این چنینی به این مسئله باشد. که البته لایه های معنایی این نوع نگاه خود قابل بررسی ست.
شری ریجستر در مقالهای ، نقد شعر زنان را به سه دسته تقسیم میکند . 1. تجزیه وتحلیل تصویر زنان. 2. بررسی نقد موجود دربارهی آثار نویسندگان زن. 3 . شاخهی حالتی که معیارهای لازم برای ادبیات و شیوههای مختلف را مطرح می کند که ادبیات به واسطه ی آنها انگیزه می گیرد.
نظریههای منفی و تاریک دربارهی فعالیت زن از دیدگاههای مختلف، در زمینههای گوناگون بیان شده است . مثل نظریههای یونگ و شوپنهاور و دیگران ... البته خود یونگ در اواخر عمرش بیان کرده بود که مشکل او نظریههایی بود که زن را تنها در محدودهی سایهی مرد میدید و یا شوپنهاور که نسلهای بعدی نظریههای منفیاش دربارهی زنان را به شدت مورد انتقاد قرار دادند . تامس تافته می گوید : راجع به نظریات شوپنهاور دربارهی زنها نمیتوان چیزی گفت، جز اینکه این نظریات شاید کمی عجیب و غریب هستند.
ژوزف دانوان هم در اینباره میگوید : اصول زیباشناختی نقد زن ، خود باعث تکوین تجربی فرآیندی ، در زمینهی نقد است که میتوان نتایج و بازتاب آن را به صورت تجربههای زنانه در فرهنگ یافت .
مجموعهی "گنجشک ها از صدای بلند میمیرند" اثر فریده نصوحی ، که توسط انتشارات نگاه ، در بخش نگاه تازه شعر چاپ شده ، سومین مجموعه شعر این شاعر است. مسلم است که در اولین برخورد با یک کتاب ، نام و طرح روی جلد کتاب مورد توجه مخاطب قرار میگیرد. طرح جلد کتاب ها معمولا بنا بر سیاستهای ناشرها انتخاب می شوند تا یونیفورمی برای آن کتاب باشند. البته اینکه آیا شاعر حق انتخاب دارد یا نه خود مقولهای جدا ست .
نام کتاب"گنجشک ها از صدای بلند میمیرند" خود بازگوی محور مرکزی شعرهای این مجموعه است . نامی که بسیار دقیق و هوشمندانه انتخاب شده است و بهراحتی می تواند مخاطب را در گیر کند. این نام صدای شلیک را تداعی می کند که شاعر این تصویر را در مجموعه شعرش به جنگ ربط می دهد. فریده نصوحی شاعری است که تجربههای زنانه و برداشتهایش را از جنگ که تلخ ترین اتفاق اجتماعی و سیاسی است بیان می کند . جنگ را به خانه می آورد . گاهی خودش را در جنگ می بیند و گاهی جنگ را در خود . زاویه های ورودش به این موضوع خاص خودش است . گاهی هم با نگاهی مادرانه از آ ن حرف می زند . مادر ، مام وطن ، که زن ها به دلیل زن بودن بهتر می توانند این موضوع را مطرح کنند . او شاعری زن است و بیشتر از زن بودنش ، مادر بودنش است که خود را نشان می دهد .
هی سرباز
این گهواره ها را
به انبار مهمات برسان
جهیزیه ی مادرم را هم به سنگر ببر
مهریه اش اما بماند برای آ ب های از سر گذشته
شلیک نکن سرباز
آسمان را آبی نگهدار ...
و یا در شعری دیگر
سربازها هنوز
کودکان قصه های دیروزند
روزها
لباسهایشان را خاکی می کنند
و شبها
زود تر از همه به رختخواب می روند
فریده نصوحی در کتاب قبلیاش، "فلز و بنفشه" هم نقش مادر را دارد .
زنی که از وقت خودش
دیرتر به دنیا می آمد
دامنش
پر از کودکان بنفشه بود .
پی گهواره های ممنوع
یک ردیف سرباز پستانک به دهان
فردا را دور می زدند
نصوحی زن را بهجز جنگ، در خانه و حتی در خیابان هم با نگاهی دردمندانه و دقیق میبیند . زن از دیدگاه او زن است و مقدس . حال در هر جایی که میخواهد باشد. رگههای مذهب در شعرهایش پر رنگ است . همچنین اطلاعات مذهبی که در بعضی از شعرهایش گنجانده است.
درخت
با نوزاد زردی روی دست
زنی هوسباز بود
که همراه باد
در کوچه ها پرسه می زد
و خودش را به ریشه های گلدانی می بست
که از چشم پنجره افتاده بود
صمیمت زبان و جایگاه اندیشه ی شاعر از خصوصیات برجسته شعرش است. اما این صمیمت فقط القا میشود، اما به زبان نمیرسد . شاعر تمرکزش را روی زبان صرف نکرده است و از تکنیک دوری می کند .
در این مجموعه و حتی در مجموعهی شعر قبلی او، فریده نصوحی تعریفی یا جریانی را به چالش نکشیده. تنها هنجاری را مطرح و آن را به خوبی تحلیل می کند . انگار شاعر به شدت احتیاط می کند تا خطوط قرمز و مشخصی را در هر دو کتاب رعایت کند. اعتراضات و مبارزهی ذهنیاش لحن آرامی دارد . بعضی از شعرهای او بر لبهی تیغی حرکت می کند که آنطرفش، طرح است . گاهی تنها به طرح نزدیک می شود و از شعر دور .
ماهرترین بندبازهم که باشی
گاهی بند دلت پاره می شود ...
شاعر در آن شعرهایی که تصویرپردازی کرده ، بسیار موفق بوده و در هر جایی که از تکنیک بیشتری استفاده کرده نیز، موفق تر بوده است. برعکس در بازیهای زبانی نتوانسته موفق رفتار کند . شاعر این مجموعه، شاعر تصویر است نه روایت . هرچند این دو ویژگی در کنار هم قرار دارند . شعر زیر یکی از شعرهای برجسته این کتاب است که ساختار و تکنیک و محتوا را با هم دارد.
سکوت خیس کارتن خواب ها
سوت دلگیر پاسبانی خسته
می رسد
به آخرین ایستگاهی
که ما رویاهایمان را در آن جا
به یکدیگر قرض دادیم
تو سوار اسبی چوبی
کره زمین را فتح کردی
اما من هنوز
با عروسکی پارچه ای
جهان را به بازی می گیرم
شاعر گاهی دچار حیرت فلسفیست و از گمشدهای حرف میزند که در شعرها تکرارش می کند . انگار نیمهای گمشده دارد . شاید خودش را در زمانی گم کرده . او از بخشی از ویرانی زندگی زنان مینویسد. زنانی که ویرانیشان را فراموش کردهاند. آنچنان فراموش کردهاند که در لابلای روزمرگی گمش کردند. و یا شاید خودشان خواستند که گمش کنند . او از روند تکراری، از زنانی که گوشه خانه خاک می خورند، اما هنوز به آسمان فکر می کنند، حرف میزند.
کمی آفتاب
پشت پنجرهام بگذار
می خواهم تنهایی را دراین اتاق سرد گم کنم ...
یا
سیب گونههایت گم شد
کنار کودکیهایی که
دیگر سر سازگاری نداشت با تو .....
یا
کسی که نقشه خودش را در خاکریزی جا گذاشته بود ......
یا
مادر هابیل بود
زنی که گلهای پیراهنش را
در خواب عطسههای زمین جا گذاشت.....
فریده نصوحی شاعری بسیار با احساس است که رگههای اندیشهاش را با دردهای مردم پیوند میزند و با آنها در این دردها سهیم میشود . حتی در مواردی که از خودش می نویسد ، خود او درد مشترک است . درد مادرهایی چون خودش که همراه با کودکانشان در فراز و فرود بیرحمیهایی مثل جنگ درجهانی کور و کر، کوچک و بزرگ میشوند.نصوحی دغدغه های اجتماعی را مطرح و با نجابت و شعورش آنها را تحلیل می کند . او با ذهنی باز می نویسد و تعصب در شعرش بی معنی ست .
شیما شاهسواران احمدی